العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
167
شرح كشف المراد ( فارسى )
وجود اين قسم باطل و محال است . 2 - دو چيز بر يكديگر وابسته و نيازمند باشد ولى هر كدام از جهت خاصى غير از جهت ديگرى فى المثل زيد در داشتن كمال علم منطق و فلسفه محتاج به خالد باشد و خالد در دارا شدن كمال علم فقه و اصول محتاج به زيد باشد بلا مانع است چون وحدت در جهت ندارند چنان كه راجع به خواجهء طوسى و علّامه حلى صاحبان متن و شرح كتاب نقل شده كه بيست سال با هم تبادل علم مىكردند يعنى خواجه در معقولات معلم علامه بود و علامه در منقولات و شگفتا كه علامه مىفرمايد : در طول اين بيست سال هرگز مكروهى از جناب خواجه مشاهده ننمودم . در هر صورت اين قسم از دور محال نيست با حفظ اين مقدمه اشكال اينست : چه اشكال دارد كه كسى بگويد : خداوند در اصل ذات و در پارهاى از كمالات ذات مثل علم و قدرت و اراده و . . . مثلا بىنياز از غير باشد و از اين ناحيه كه غنى مطلق است در آن ممكن تأثير گذارده و او را ايجاد كند ولى در برخى ديگر از صفات نيازمند به غير باشد و ممكن در او تأثير گذارده و به وى اين كمال را بدهد ؟ اگر چنين فرضى كرديم جهات متعدد شده و دور مرتفع مىگردد حال اين فرض چه مانعى دارد ؟ جواب : اوّلا اين سخن مبتنى است بر اينكه صفات خداوند زائد بر ذات او بوده و آن را از ديگرى گرفته و در صفت دوازدهم از صفات كماليه ثابت خواهيم نمود كه كليه صفات كماليه خداوند عين ذات او است و ثانيا اين بيان شما هم مشكل دور محال را حل نمىكند بدليل اينكه اين ممكن از همان جهتى هم كه مىخواهد در ذات واجب الوجود تأثير بگذارد محتاج به واجب الوجود است آنگاه اگر واجب هم در اين امر محتاج به ممكنات باشد دور لازم مىآيد و الدور باطل .